پاسخ دبیر فجر ۴۴ به دلخوری علی نصیریان چه بود؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، پوستر چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با الهام از تصویری از علی نصیریان در فیلم ماندگار «شیر سنگی» به کارگردانی مسعود جعفریجوزانی رونمایی شد. پوستر این دوره از جشنواره که طراحی آن را مهدی دوایی بر عهده داشته، با نگاهی به یکی از آثار شاخص تاریخ سینمای ایران شکل گرفته و تصویری از فیلم «شیر سنگی» را در کانون توجه قرار داده است؛ فیلمی که بهعنوان یکی از نمادهای هویتمحور و ریشهدار سینمای ایران شناخته میشود.
انتخاب «شیر سنگی» برای پوستر چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، اشارهای معنادار به پیوند سینمای امروز با میراث فرهنگی، تاریخی و اسطورهای ایران دارد و نشانهای از توجه جشنواره به بازخوانی هویت ملی در آثار سینمایی است.
اما پس از انتشار این پوستر، علی نصیریان دلخوری خود را از انتشار بدون اطلاع تصویرش، اعلام کرد. علی نصیریان گفت: برای مراسم رونمایی پوستر جشنواره فیلم فجر از من دعوت کردند که تهران نبودم و حالم هم مساعد نبود اما اطلاعی نداشتم که پوستر را با عکس من میگذارند و اگر میدانستم مخالفت می کردم. در واقع فقط قبل از مراسم رونمایی با من تماس گرفتند تا در برنامه حضور داشته باشم و رونمایی را انجام دهم ولی از قبل به من گفته نشد که عکس من و فیلم «شیر سنگی» روی پوستر قرار گرفته است. اگر گفته بودند، حتماً میگفتم این کار را نکنید، چون علاقهای به این نوع کارها ندارم.
این بازیگر شناخته شده سینمای ایران درباره این اتفاق بیان کرد: من مخالف هستم اما کاری است که انجام گرفته است. با این حال من مخالف هستم که عکس من، چه از فیلم «شیر سنگی» و چه از هر فیلم دیگری، روی پوستر گذاشته شود. دوست ندارم چنین کارهایی انجام شود. مثلاً زمانی برخی گفتند که میخواهند نام یک خیابان را به اسم من بگذارند، آن هم نزدیک محل زندگیام اما من مخالفت کردم و دوست نداشتم اسم من را بگذارند.
اما منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره فجر در پاسخ به اظهارات علی نصیریان رویکردی متواضعانه داشت و نصیریان را «تخت جمشید فرهنگ و هنر» خطاب کرد و در یادداشتی عنوان کرد که «تواضع و مردمداری و مدارای شما را میشناسم و در برابر آن سرتعظیم فرود میآورم اما ما هم حقی داریم. رنج هنرمندانی چون شما، آبروی ایران است و ما - دوستداران شما - حق داریم، شما را تماشا کنیم».
متن یادداشت شاهسواری به شرح زیر است:
«نه من آنم که بِرَنجم؛ نه تو آنی که برانی
سرور و ستون اخلاق و هنر جناب علی نصیریان ما را مورد خطاب و شاید عتاب قرار دادهاند.
چه خطاب و چه عتاب، از ایشان شنیدن عبرت است و ارزش.
قصد ما، هیچ نبود جز گرامیداشت هنرمندانی که به این مرز و بوم عشق میورزند و نسل ما اگر از علی نصیریان هیچ نیاموخته باشد، عشق و ادب به تاریخ و فرهنگ و تمدن این سرزمین را آموختهاند. چه ستارخان باشی، چه قاضی شارح باشی، چه آعلی یار، درک و عشق شما آنان را در جهان هنر، جاودانه کرده است. جناب آقای نصریان شما تخت جمشیدِ فرهنگ و هنر ما هستید که تماشا کردن آن غرور است و حیثیت و اعتبار.
تواضع و مردمداری و مدارای شما را میشناسم و در برابر آن سرتعظیم فرود میآورم اما ما هم حقی داریم. رنج هنرمندانی چون شما، آبروی ایران است و ما -دوستداران شما- حق داریم، شما را تماشا کنیم، از شما بیاموزیم و به نسلی که میآید - چه با شوق و ذوق هم میآید - افتخار کنیم که تماشاگر شما بودهایم.
«شیرسنگی» عموجان جوزانی حلقه اقتدار فرهنگی ماست، همچون فیلم «مادر» علی حاتمی که سال گذشته نگین حلقهی عاطفه و مهر و عشق بود. ما شادیم و فارغ و ایمن چرا که در جهانِ هنرمندی و اخلاق با ما آن کردی که باران با چمن.»